روزی که پیش حکیم طرقبه رفته بودیم وxa0 با پلاستیک های دارو که به دست های من و همسر بود داشتیم برمیگشتیم به سمت مشهد سوار واحد شدیم و یه جای خالی پیدا کردیم و نشستیم و داروهامون رو هم جلوی پامون گذاشتیم....