گذر زندگی

متن مرتبط با «کمین» در سایت گذر زندگی نوشته شده است

عزرائیل در کمین است

  • نیلوبلاگ

    یه دو روز پشت سر هم بود که از دست عزرائیل در رفتم.خدا بخیر کنهفکر کنم دیگه آخرهایم هست. یه بارش روزی بود که مهمون داشتم و موقعی که قابلمه برنج ها رو می خواستم آبکشی کنم ته قابلمه خورد به لبه سینک ظرفشویی و چیزی نمونده بود همه آبجوشها بریزه روم ولی شانس آوردم به سمت سینک ریخت.دفعه دوم دقیقا فردای همون روز ساعت 9 شب وقتی داشتم از خیابون رد میشدم دیدم یه ماشینی ازم دوره به وسط خیابون که رسیدم صدا...

    ادامه مطلب
  • عزرائیل در کمین است

  • نیلوبلاگ

    یه دو روز پشت سر هم بود که از دست عزرائیل در رفتم.خدا بخیر کنهفکر کنم دیگه آخرهایم هست. یه بارش روزی بود که مهمون داشتم و موقعی که قابلمه برنج ها رو می خواستم آبکشی کنم ته قابلمه خورد به لبه سینک ظرفشویی و چیزی نمونده بود همه آبجوشها بریزه روم ولی شانس آوردم به سمت سینک ریخت. دفعه دوم دقیقا فردای همون روز ساعت 9 شب وقتی داشتم از خیابون رد میشدم دیدم یه ماشینی ازم دوره به وسط خیابون که رسیدم صدای موتور رو شنیدم ولی نوری در کار نبود . یه دفعه سرو کله یه موتور سیکلت چراغ خاموش پیدا شد شانس آوردم توی لاین مخالف ماشین نبودوبا قدمهای بلند تر رفتم توی اون لاینوگرنه چیزی نمونده بود بهم بزنه مو...

    ادامه مطلب